#1
-
تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 9:13
آهنگی از گوگوش و یک فنجان چای به لیمو... این غم عصرهای پاییز را مگر با این ها بشود سر کرد.... من.نوشت:خودمان بر خودمان ظلم میکنیم.... من.نوشت:موهایم شکی مشکی شد...و چتری های جلوش نمکی کرده صورتم را....
و خدایی...
-
تاریخ: 1397/8/15 ساعت: 9:13
و خدایی که دخالت کرد.. در عاشقانه من و تو.... کسی که گفت بمان... فقط خدا بود...
بسم الله الرحمن الرحیم...
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 19:36
در خانه من بوی بهار آمده است... در این سرمای بهمن...در خانه من بوی بهارآمده است.... در این غربت دلگیر نبود یار...گویی خدا به خانه من آمده است...
لبخند
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:04
خنده یک ثروت و من یک ثروتمند این رو خیلی ها نمیدونن ولی منی که 4ماه سختی کشیدم.....جراحی کردم...پول و عمرم رو دادم تا بتونمم دوباره بخندم ...با خیال راحت..اینو من میفهمم...منی که یک و ماه نیم از عمرم رو مجبور بودم هرروز ماسک بزنم..... به طرز باورنکردن هربار که لبخند میزنم هزاربار خدارو شکر میکنم.......
.........
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:04
بعد تو هر روز قسم خورده ام هر که که پرسید چطوری بگم مرده ام.......... من.نوشت:مرده ام....این روزها کیفیت آدم هایی که همکلامشان میشوم بالاتر از قبل است...اما هیچ کدام تو نمیشوند....
...........
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 15:04
این جا هیچ چیزی سر جای خودش نیست....
عشق
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:31
فکر میکنم...به خودم....به قلب و احساسم به اینکه واقعا کسی هست دوستش داشته باشمهمه مردهایی که تو زندگی اومدن و رفتن رومرور میکنم بعضی باارزش و بعضی اونقدر ناچیز که با فکر کردن بهشون از خودم بدم میاد به تو میرسم...تو شبیه هیچ کدومشون نبودی به خودم فکر میکنم که وقتی قرار بود بعد تعطیلاتت بیای چطور از خ...
درمان
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:31
بالغ درون من انقدر شکسته شده که با همه دنیا قهر کرده این سه چهارماه فهمیدم باید بهش محبت کنمطفلی خیلی شکسته شده تصمیم گرفتم هرشب باهاش حرف بزنم..عاشقانه و بهش بگم چقدر دوستش دارم و بهش بگم باهم به همه جا میرسیم و عاشقش کنم ....و درمانش کنم بالغ درون من خیلی شکسته شده... بالغ درون من عاشق شد و وقتی ا...
قصهی من و تو
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 9:31
چه کسی داستان من و تو را نوشت که به آشنایی مان رسید دلش نخواست کمی بیشتر مال من باشی....
رفت....
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
رفت.... هیچ وقت این واژه رو درک نکرد..تا وقتی تو رو از دست دادم... من.نوشت:همزمان با رفتنش دندونم افتاد....دندونی که هیچ مشکلی نداشت....فکر میکنی حکمتی هست یا نه....
تو..
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
به خاطر تو حرکت میکنم نه وامیستم نه غصه میخورم انقدر قوی میشم تا بیام سمتت...... خدایاا کمکم کن... بسم الله الرحمن الرحیم
......
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
خط کشیدم دور هرچی بود.....
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:04
دور تو خظ کشیدم.... دور خاظرات خوبم خط کشیدم....دور دیروز و اون پروانه ای که اومد تو اتاق و برام یه خاطر خوب ساخت از تو و من.... دور اینکه تو عصبانی بودی و کس دیگه ای نگران حالم بود.... اون یه غریب بود ولی حال من براش مهم بود .....و تو.... من اشتباه فکر کردم.... تو همون گوری بود که سرت زیاد گریه میک...
ما آزمودهایم...
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:37
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تعطیلات 4 روزه من
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:37
خیلی ها دوستش دارن این رو دیشب فهمیدم....این بار یک بوم و هوا نمیذارم بمونه دلم...نمیذارم یه دلم بگه بمون و یکی بگه برو.. من میرم.... قسمت من باشی..مال من باشی خودت میای دنبالم..... من.نوشت:تو گوری بودی که توش مرده نبود....و من صاحب عذایی که گریه کردن بلد نبود......
..........
-
تاریخ: 1395/10/7 ساعت: 18:25
قبل پاییز تو غایب بودےبعد پاییز تو غایب بودے همہ جا ڪافہ نشینے ڪردمآن ورِ میز تو غایب بودے... #احسان_افشاری من.نوشت:هممه را شراب دادی.... و مرا سراب دادی....
برای کسی که نمیشناسمش....
-
تاریخ: 1395/10/7 ساعت: 18:25
شخصی نظری برام گذاشته...همینجا براش پیغام میذارم چرا باید بهت ایمیل بزنم؟؟؟
انتظار...
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 4:09
ازدواج کرده....همسرش سربازه....میگه داره دق میکنه تا یک ماه دیگه که همسرجان برگرده... این روزا انتظار رو نفس میکشه....لحظه به لحظه اش رو.... فقط ته دلم گفتم اینکه میدونی کسی که منتظرشی یه جایی داره نفس میکشه خودش نصف خوشبختیه.... اینکه دلت پر نمیزنه برای یک پنجشنبه که بری سرخاکش...یعنی خوشبختی... فر...
ﺗﻠﺨ.....
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 4:08
ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪی ﺁﺩﻡ ﻫﺎ میﺗﺮﺳﻢﺧﺴﺘﻪﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ بیﺭﺣﻤﻲﺧﺴﺘﻪﺍﻡ ... ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ میﻓﻬﻤﻲ ...!
من بی تو...
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 4:08
من بی تو بی قرارم، بیا.......