دور خاظرات خوبم خط کشیدم....
دور دیروز و اون پروانه ای که اومد تو اتاق و برام یه خاطر خوب ساخت از تو و من....
دور اینکه تو عصبانی بودی و کس دیگه ای نگران حالم بود....
اون یه غریب بود ولی حال من براش مهم بود .....و تو....
من اشتباه فکر کردم....
تو همون گوری بود که سرت زیاد گریه میکردن و اما مرده ی نداشت....
منم اونی که باید بره...زودتر از همه کس ....
فکر میکردم واقعا فکر میکردم میای....
از تو..از همه...حتی از حافظ که مژده اومدنت رو میداد دلگیرم.....
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری